سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

27

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

زندگى ، اين دو گروه در احساسات و عواطف مذهبى نيز به طور وسيعى با يكديگر متفاوت بودند در ميان مردم استانهاى پيشرفته‌تر و متمدن‌تر عربستان جنوبى مزيت آشكارى از نقطه نظر نگرش‌هاى مذهبى وجود داشت درحالىكه در بين مردم شمال فقدان احساسات مذهبى كاملا مشهود بود . مثلا شاهزاده‌اى از عربستان جنوبى در كتيبه‌هائى كه براى الهه‌ها نذر كرده است از آنها بخاطر اينكه ( به اعتقاد او ) وى را بر دشمنانش پيروز گردانيده‌اند شكرگزارى مىكند . جنگجويان هنگامى كه به موفقيتى نائل مىشدند ، لوحه‌هاى يادبودى را به صورت نذرى براى خدايانى كه ياريشان مىكردند ، بنا مىنمودند . به طور كلى احساس شكرگزارى و تسليم نسبت به خدايان اساس وجود مقبره‌هاى عربستان جنوبى بود . در مقابل آنها ، جنگجويان عربستان شمالى ، به شجاعت و شهامت قهرمانانه ياران و همراهانشان مباهات مىكردند . اينان براى موفقيت خود احساس تعهدى نسبت به ستايش نيروهاى الهى نمىكردند گرچه منكر تأييد اين چنين نيروهايى نيز نمىشدند . ( 45 ) حتى نشانهاى كوچك عواطف سرد مذهبى اعراب شمالى را از نفوذ بعضى اعراب جنوبى بر آنها ، كه در شمال ساكن شده بودند ، نمىتوان جدا كرد . ( 46 ) تفاوت عواطف و احساسات مذهبى در الگوى رهبرى قبيله‌اى منعكس مىشد . رؤسا با مشايخ در شمال هميشه بر اساس كهولت سن و قدرت رهبرى برگزيده مىشدند . بعضى مواقع اين امكان وجود داشت كه ملاحظات ديگرى از قبيل شرف و اعتبارات دودمانى ، مورد نظر باشد ، ولى در شمال ، اين عوامل از اهميت كمترى برخوردار بودند . از طرف ديگر ، اعراب جنوب به جانشينى ارثى ، بر پايه تقدس ارثى خو گرفته بودند . بخاطر همين حقيقت بود كه قبائل عربستان جنوبى از اوس و خزرج در يثرب محيطى را بوجود آوردند كه براى هدايت افكار مذهبى آسانتر بود . و همين موضوع حائز اهميت فراوان در موفقيت محمد ( ص ) به حساب مىآمد . بنابراين مىتوان تصور كرد كه اكثريت اعراب شمالى ، اسلام را دست كم در مرحلهء نخست قبول آن ، به صورت يك نظام اجتماعى - سياسى مبتنى بر تعاليم مذهبى محمد ( ص ) ، فهميده بودند ، زيرا آنان نسبت به انگيزش‌هاى مذهبى ، سرد بودند . اوس و خزرج كه اصلا از جنوب بودند چون در فرهنگ گذشته‌شان ، گرچه دور ، نسبت به مذهب حساس‌تر بودند ، اسلام را اساسا به عنوان نظامى